تبليغاتX
دفتر خاطرات

mydiary

من!

mydiary

http://mydiary.blogfa.com

دفتر خاطرات

دفتر خاطرات -

دفتر خاطرات

تک یادگار زمان...خاطره ها

دفتر خاطرات

دفتر خاطرات
تک یادگار زمان...خاطره ها

آره کوچولو. صدات میاد!

 

میشنوم کوچولو. لازم نیست داد بزنی عزیزم، من صداتو همیشه از پشت تلفن میشنوم! صدات خیییلی قشنگ میاد کوچولو!

کوچولویی من، نقاشی می کشی واسم؟ از اون آدم خوشگلات که دستشون شاخه گله می کشی واسم؟ شاخه کوچولو، واسم عکس مدرسه گنننده می کشی؟

 

کوچولو داری می ری مدرسه. کوچولویی من، قراره مانتو تنت کنی. قراره مانتوت آبی باشه. با مقنعه سفییید. قراره ناظما بیان، قراره بفرستنت حیاط کوچولو. قراره تو بری آب بخوری، قراره بچه ها هلت بدن ومقنعه ات خیس بشه، شاید هم یکی روت از اون کاکائو تیوبیا بپاشه. یادته من پاشیدم..؟

 

آره کوچولو! قراره مامانی از بالای ایوون نگات کنه، تونفهمی که نگاه می کنه. همش فکر کنی با غرور، که همش خودت می ری مدرسه. آره چه کیییفی میده! یادته یه بار چقدر جلوی کوچه از همدیگه عکس انداختیم؟

 

کوچولوی گلم. ببین داری قد می کشی! میری هوا! یه کوچولو دارم هوا میره، نمیدونی تا کجا میره...

کوچولی گلم! آفرین! کارنامه تو نگاه کردی؟ قشنگ بود؟ همش بییییست! آفرین کوچولوی من! بدو بیا بریم بیرون. باید بریم یه مدرسه دیگه ثبت نام...

 

آرره کوچولویی. مقنعه ات سرمه ای شد؟ عیبی نداره! تو خودت سفید باش، بسه! می دونم کوچولو، یاد چی افتادی! آره من نوشته بودمش، همین جا بود، یادت میاد..؟ آره که یادت میاد! توخودت یادم انداختی...

 

کوچولویی من. دبیرات چندتا شدن؟ دیگه فقط یه معلم نداری؟ عیبی نداره! روز معلم چیکار کنی؟ اونم عیبی نداره! فکر کن می تونی به جای یه معلم، چننن تا معلمو دوست داشته باشی! واسه هممممشون گل ببر! گل سرخ! بگو دوست دارم! بگو، خجالت نکش...

 

نگران نباش کوچولو. چیزیت نمیشه، حالا حالاها بزرگ نمیشی...زوده هنوز برات. فکر سیاهی مانتوها رو نکن. فکر کن تو همین مانتو سیاه کلی چیز یادت می دن...کلللی! فکر کن فیزیک، زیست، ادبیات....

 

فیزیکو نمی فهمی؟ عیبی نداره! زوده هنوز برات. به مامان بابایی که میگی می مونن. آخه اونا تو پنجم هم می موندن. میگن اینا اینارو چجوری یاد بچه ها میدن...

نترس از زیست! بذار ویتامینا و کلسترولا واسه خودشون خوش باشن. تو فقط بخون نمره بگیر. خب..؟

ادبیات...سه نقطه..؟ آره...سه نقطه..بذار سه نقطه بمونه...بذار هممییین جوری قشنگ بمونه...بذار سه نقطه...

آخ انشا! جوجه زرد کوچولوی من...اگه من یه ساحره بودم! اگه دکتر بودم...روز درختکاری! آره کوچولو، دل بی دوست دلی غمگین است...

بزرگ نشدی کوچولو. نترس! هنوز زود زوده. هنوووزم زوده. نگران مانتو جدیده نباش، نگران نباش که اینجا هم مقنعه ات سیاهه. یه حس کوچولو بهت میگه این یعنی بزرگ شدی. می بینی این حسه، چه قشنگ قلقلکت میده...

 

بشین سر کلاس کوچولو. فکرشو نکن. فکر تابستون رو نکن که رفته بودی مشهد، چقدر خوش گذشت، چقدر قشنگ بود، چقدر دلت میخواد....عیبی نداره. تابستون بازم میری. عیبی نداره...

اینجا بزززرگه! یه دوست جدید پیدا می کنی. دیگه سوم دو نیست، ولی اول دو یه چیز دیگه ست. باز. سوم دو نمیشه ها،...ولی...

فک کن کوچولو! اینجا شبیه هاگوارتز میمونه. کللی سوراخ سنبه! مدیرش اصلا شبیه دامبلدور نیستا، شبیه مدیر قبلی که عشق بود هم نیس...شبیه خودشه..خودش...دلت نگیره،..فکر نکن که چرا اینجا همه فقط به درس و المپیاد فکر می کنن...فکر نکن که چرا هیچکس انشا نمی نویسه...به زندگیهای خوش زنگ های انشا فکر نکن...

 

دلت نگیره کوچولو. گریه نکن. تو باید بزرگ باشی. از اون بزرگ سیاها نه ها، از اون بزرگ قشنگا. قهر نکن کوچولو، ول نشو. دستارو بگیر، بگو که دوست داری. شونه ها رو ول نکن. نذار تنهایی تنها بمونه...

دور نشو کوچولو. فکر نیازارو کن. نرو تو یه صندلی جدا بشینی، دور بیفتی از سه سال پیش، کوچولوی من...

گریه نکن کوچولو. گریه نکنیا، سیاه ننویسیا، هی گوش نکنی these wounds won't seem to heal…this pain is just too real…

گریه نکن به خاطر روزای صحبت نکردنا، روزای تنها موندنا و تو سرویس اشک ریختنا، فکر نکن به بی خداحافظی رفتنا،...نه...فکر نکن...

 

...نبین که همه گریه می کنن کوچولو. نبین اینارو. فکر بازوبند باش، فکر دلتورا، طاقت بیار این روزارو. صبر کن یه کم. خسته نشو...اگه هنوز میتونی..پای همه سادگیات بمونی...

خودتو عذاب نده که به خاطر اومدن تابستون خوشحالی. فکر نکن که چرا بخاطر دور شدن و تک موندن خوشحال شدی. فکر نکن که اشکای روز آخر چرا نریخت...نه عزیزم..فکر نکن...

فکر کن که کاراته میری باز. فکرکن که دلت غنج میزنه واسه یه کاتا، واسه یه بار ماواشی زدن. فکر کن که باز قراره بدویی....باز قراره اوس بگی و باز قراره کمر ببندی...طرز کمربستن یادت نره کوچولو..لباستو اشتباه نپوشی...

 

فکر نکن که چرا باز باید بری مدرسه کوچولوم. فکرشو نکن. فکر نکن که آخرشم فیزیک نخوندی و فکر نکن به علت کلاس فیزیک نرفتنت. فکر کن که روز اول ادبیات داریم...سه نقطه...

نذار روزا بزرگ بشن عزیزم. نذار دلت سیاهی بره، نذار قدت باز بلند بشه. نذار که تنها بمونی. نذار بیخودی بخندی، نذار که گریه کنی. نذار که هیچی ننویسی...بنویس عزیزم...خوش بنویس...فکر کن عزیزم...نذار زود زود سعی کنی. صبر کن، خودش میاد...

 

به کلاسا فکر کن. فکر کن که یه چیز تازه کشف کردی باز. فکر کن که فهمیدی باز، که تا ساعت 6 نشستن توکلاس چه کیفی داره. فکر کن، ز گلستان من ببر ورقی..

روزشماری نکن واسه کلاسای بعد عید. وجدانت عذاب نگیره یه وقت، که دعا میکنی واسه سوما که قبول بشن، تا تو بری کلاس. فکرشو بکن...فکر شیخ ابوسعید...فکر اسفندیار...فکر عروض قافیه...

فکرشو بکن...فکر...فکر...فکر...سه نقطه...

 

آره فکر کن عزیزم. نگران نشو که چرا باز فکر کنکور می کنی. فکر نکن که چرا مصاحبه نفر اول انسانی رو می خونی. فکر نکن که چرا می خوای ادبیات برداری. فکرشو بکن،...فکرشو بکن که این دلتنگیا ارزش داره...

 

بخون که ناتاشا آخرش چی شد. خودتو شبیه نکن، خودتو پی یر و آندره‌ی و ماریا ونیکولنکا ندون. نیکولنکا چرا...ولی اون هنوز تازه وقتشه...کوچولوی من...کوچولو..

 

امروز روزشه. امروز هوا چه ابریه، امروز درختا چه سبزن. دیدی غروبمون سبز شد؟ دیدی با برگای پژمرده اش از همه قشنگ تر شده بود؟ دیدی چقدر هوا گرم شد، بعد یهو بارون شد، بعد چه قشنگ شد..؟ دیدی کوچولو؟ نیگا کن کوچولو. نیگا کن همه چیزرو. نیگا کن صخره ها رو، آبارو، دریاهارو...فکر نکن کوچولو...فکر نکن یه وقت، نزنه به سرت که بزرگ بشی...

 

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:50 توسط من! |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب پرشين بلاگ

قالب بلاگفا